محفل شمع زینب(سلام الله علیها)
نويسندگان

هوالعلی
با نزدیک شدن به فاطمیه وظیفه ی خودم دونستم از این حال و هوا و این زمان از تاریخ مطالبی رو بنویسم.
فاطمه بانویی است که تمام هستی اش را برای دفاع از علی داد.
بهتره اول از وصف ایشون شروع کنیم.
قال رسول الله:فاطمه پاره ی تن من است هرکس او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده و هرکس او را بیازارد مرا ازار داده است.
پس حجت تمام شد هرکس فاطمه را ازار دهد نه تنها کافر است بلکه لعن او واجب است.
این بانو تنها کسی است که لایق است در کنار علی زندگی کند.از مقام این بانو میتوان گفت که حرف ایشون دستور است حتی برای امیرالمونین.
زمانی که دومی حرومزاده پشت در بود علی از جای برخاست و میرفت تا در را باز کند ولی زهرا به او اشاره می کند که بشین من باز می کنم.و بعد اتفاقات پشت در افتاد که علی بلند شد و دومی حرومزاده رو به زمین کوبید و گفت حیف که باید سکوت کنم و گرنه می دانستم با تو چکار کنم.طناب به گردن علی میندازن تا برای بیعت ببرند.فاطمه به هوش می اید نمی گوید پسرم،نمی گوید حسن کجاست،به دنبال حسین و زینب نمی گردد فقط می گوید علی...
به طرف کوچه می دود می بیند که 40مرد جنگی دارند علی را می کشند فاطمه بدون هیچ حرفی شال دور کمر علی را میگیرد و رها نمی کند ان حرومی ان قدر با تازیانه به دستش می زند تا دست زهرا میشکند و دست، خودش رها می شود.
باز علی را رها نمی کند و به داخل مسجد می رود و فریاد می زند یا علی را رها می کنید یا پیراهن پیغمبر را روی سرم می گزارم و همه تان را نفرین می کنم.
وعلی سلمان را به سمت زهرا می فرستد و می گوید برو به فاطمه بگو بسه دیگه.
و انها مجبور می شوند علی را رها کنند.
زهراست همدم علی که هروقت برای جنگ اماده می شد صدا می زد یا زهرا و فاطمه بر سر سجاده صدا می زد علی.

"ادامه دارد"

[ ۱۳٩٢/۱/۱۱ ] [ ۸:۳٥ ‎ب.ظ ] [ کلب الزینب ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
امکانات وب
...